به گزارش خبرگزاری حوزه، همانطور که ملت ایران در عرصههای دفاعی و میدانی دستاوردهای چشمگیری کسب کرده است، پرسش حیاتی این است که آیا این موفقیتها در حوزههای علم و فرهنگ نیز بازتاب خواهند یافت؟ حجتالاسلام اولیایی در گفتار بیستوچهارم «بعثت ملت» به اهمیت استراتژیک این پرسش پرداخته است.
امروز ایران موفق شده است دستاوردهای نظامی قابلتوجهی کسب کند؛ از خروج آمریکا از بسیاری از پایگاههای منطقهای گرفته تا تأثیرگذاری مؤثر بر قیمتگذاری نفت و اقتصاد منطقهای و بینالمللی. همچنین، از ظرفیت استراتژیک تنگه هرمز بهرهبرداری شده و چرخشی راهبردی در عرصه موفقیتهای منطقهای و فرامنطقهای برای ایران عزیز ایجاد گردیده است.
پرسش اصلی اینجاست: چگونه میتوانیم این چرخش راهبردی را در دو حوزه «علم» و «فرهنگ» نیز تثبیت کنیم؟
اگر به این مسأله نپردازیم و نگاهی به دوران پس از جنگ در ابعاد علمی و فرهنگی نداشته باشیم، ممکن است پس از پیروزیهای نظامی، امنیتی و اقتصادی، دوباره دچار ضعفهای درونی شویم.
متأسفانه نهاد علم و دانشگاه ما، سالهاست که در تاریکیِ ساختار مدرن دانشگاهی (یونیورسیتی) گرفتار بوده و گاه در جای خود درجا میزند یا دچار رکود شده است.
در بحث مناسک صدور مدارک علمی، به نظر میرسد ما در نوعی بازیِ استعمارگونه گرفتار شدهایم. مسئله علوم انسانی و اینکه آیا باید دستخوش تحول شود یا همچنان در قالب علم وارداتی به مسیر خود ادامه دهد، از جمله موضوعات اساسی در این زمینه است. همچنین، میتوان به جلوههایی از نوعی استعمار علمی اشاره کرد که در قالبزدگی و صورتگرایی در نگارش پایاننامهها و پژوهشها بروز یافته است.
از سوی دیگر، نهاد حوزه نیز با آسیبهایی همچون مدرکگرایی و گرایش به شبیه شدن به «یونیورسیتی» به معنای غربی و مدرن آن مواجه بوده یا ممکن است با آن مواجه شود. اینها حوزههایی هستند که اگر بتوانیم در چارچوب شرایط ژئوپولیتیک موجود و با بهرهگیری از خلاقیت و نبوغ ایرانی، چرخشی اساسی در آنها ایجاد کنیم، میتوانیم مسیر متفاوتی رقم بزنیم.
پرسش اینجاست که چرا باید خود را در نوعی استعمار علمی یا در چارچوب علم مدرنِ وارداتی محبوس کنیم و خلاقیت سوژه فاعل ایرانی و نبوغ بومی را نادیده بگیریم و فرصت بهرهگیری از آن را از دست بدهیم؟
در حوزه فرهنگ نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. پرسش اساسی این است که آیا نهادهای فرهنگی ما باید در کنش، منش و ساختار خود نسبت به دوران پیش از جنگ، در خلال جنگ و پس از آن دچار تحول شوند یا خیر؟ بهعبارت دیگر، آیا «بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی» ضرورتی است که باید تحقق یابد یا میتوان بدون آن مسیر گذشته را ادامه داد؟
اگر ما نتوانیم همپای چرخشها و تحولات منطقهای ـ که به لطف الهی و با عنایات پروردگار، در آنها به موفقیتهایی دست یافتهایم ـ حرکت کنیم و نخبگان فرهنگی و فکری ما به این مسائل نیندیشند، بیم آن میرود که در دوران پس از جنگ نیز گرفتار همان روزمرگی در نهاد علم و فرهنگ شویم. در چنین حالتی، ناکامیهای احتمالی دوباره به عرصههای مختلف جامعه سرریز خواهد شد و ممکن است زمینهساز بروز نوعی ضعف درونی در ساختار فرهنگی و هویتی ما گردد.
برای مشاهده فیلم کامل کلیک کنید.










نظر شما